محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
408
خلد برين ( فارسى )
ديوم : فولاد خليفه كه به حكومت همدان در ميان امثال و اقران ممتاز جهانيان بود . سيوم : سليمان خليفه كه مدتها حاكم دار المؤمنين استراباد بود و چون حسب الفرمان قضا جريان ، رقم عزل بر صحيفهء حال وى كشيده آمد به درگاه جهان پناه شتافته دولت خدمت شبانهروزى يافت . و از طايفهء استاجلو چون در ذكر تمامى اين طايفه چندان فايده نيست به شرح حال پانزده نفر كه از جملهء اعاظم امراى ايشان بودند اختصار نمود : اول : از مشاهير ايشان حسين بيك يوزباشى ولد حسن بيك كه در آن زمان در سلك اركان دولت قاهره انتظام داشت و چنانچه ايمائى به آن شد سركردهء هواخواهان سلطان حيدر ميرزا بود . دويم : مرادخان سفرهچى باشى كه در آن زمان حسب الفرمان قضا - جريان با لشكر گران به تسخير قلعهء كجور مأمور و به جهت انجام خدمت مذكور از موكب منصور دور بود . سيوم : اللهقلى خان ايجك اوغلى كه مدتى به رتبهء حكومت گيلان سرافراز و در آن زمان معزول و در بعضى از محال ممالك محروسه مترصد صدور فرمان بود . چهارم : پيره محمد خان چاوشلو كه به مرتبهء بلند للگى شاهزادهء ارجمند امامقلى ميرزا و منصب والاى امير الامرائى گيلان محسود امثال و اقران بود . پنجم : محمدى خان مشهور به « تخماق » كه به ايالت و امير - الامرائى ولايت چخور سعد شرف امتياز داشت و در آن زمان چنانچه ايمائى به آن شد به رسم سفارت و ايلچيگرى به ديار روم رفته بود . ششم : پيره بيك قوجلو كه به ايالت ولايت رى ممتاز جهان و جهانيان روزگار مىگذرانيد . هفتم : شاهقلى سلطان يكان كه از جملهء امراى عظيم الشان و در آن زمان امير الامراى خراسان و در دار السلطنهء هرات مقيم بود . هشتم [ 87 ] : ابراهيم سلطان خلف امير الامراى مذكور كه به